مراحل هضم چربی در بدن
هضم جزئي چربيها در معده :
هضم چربيها در معده در حضور آنزيم ليپاز مقاوم به اسيد شروع ميشود.معده داراي ليپاز جداگانه اي ميباشد كه ميتواند چربيهاي داراي زنجيره كوتاه در pH خنثي را تجزيه نمايد . بعلاوه pH پايين معده براي عمل هضم وجذب مناسب نيست . در اطفال چربي شير از نوع اسيدهاي چرب با زنجيره كوتاه ميباشد كه از طريق ليپاز معدي تا حدودي ميتوانند هيدروليز شوند زيرا pH معده نوزادان نزديك به خنثي است كه محيطي مناسب براي عمل ليپاز معدي است .
زماني كه تري اسيل گليسرول هاي مواد غذائي به روده ميرسند باعث تحريك و ترشح هورموني بنام كوله سيستوكنين يا پانكرازين مي شود. اين هورمون روي دو ارگان كيسه صفرا و پانكراس اثر مي گذارد. انقباض كيسه صفرا باعث ورود محتويات صفرا به روده ميشود و از طرفي ديگر اين هورمون باعث ترشح ليپاز لوزالمعده مي شود.
امولسيفه شدن چربيها در روده كوچك :
پراكندگي ليپيدها به قطرات كوچكتر (بخاطر كاهش در كشش سطحي ) را امولسيفه شدن يا Emulsification گويند كه اين عمل همراه با افزايش منطقه سطحي قطرات چربي ميباشد كه اين روند براي هضم چربيها لازم است .زيرا كه آنزيم ها فقط بر روي سطح قطرات چربيها اثر ميگذارند .
روند امولسيفيه شدن چربيها :
امولسيفيه شدن چربيها در طي سه روند صورت می گيرد:
1- عمل پاك كنندگي نمكهاي صفراوي
2- عمل Suctant rfaليپيدهاي تجزيه شده
3- مخلوط شدن مكانيكي به خاطر حركات peristalsis
1- نمكهاي صفراوي :
دترژنها یا پاک کننده های بيولوژيكي هستند كه از كلسترول در كبد سنتز ميشوند . نمكهاي صفراوی از طریق صفرا به داخل دئودنوم ترشح ميشوند وعامل فوق العاده قوي براي امولسيفيه ميباشند .آنها با ذرات چربي وآبي محتويات اثني عشر
واكنش ميدهند وآنها را به ذرات كوچكتر تبديل ميكنند. همچنین باعث پايداري ذرات كوچكتر ايجاد شده ميشوند ( مانع از تركيب شدن مجدد آنها ) .
عمل sarfactant ليپيدهاي تجزيه شده :
محصولات عمده هضم ليپاز، اسيدهاي چرب آزاد ،مونواسيل گليسرول است كه باعث تسريع اموليسفيه ميشوند ،اين تركيبات همراه با فسفوليپيدها را sarfactant سرفاكتنت گويند كه داراي دو بخش قطبي وغير قطبي است.
اين مواد سرفكتنت حد فاصل بين آب وچربي قرار ميگيرند وباعث افزايش منطقه سطحي چربيها ميشوند كه عاملي مستعد براي هضم چربيها ميشوند .
مخلوط مكانيكي:
مخلوط مكانيكي از طريق حركات روده ايجاد شده وكمك به امولسيفه شدن چربيها ميشود .قطرات ريز امولسيون سوبسترای بسيار خوبي براي هضم می باشد .
هضم چربيها بوسيله آنزيم هاي پانكراس :
آنزيم هاي پانکراس غالبا مسئول تجزيه تري گليسيِريدهای غذائی ، سنتركلسترول وفسفولیپيدها ميباشند
تجزيه تري گليسريدها :
ليپاز پانكراس يكي از آنزيم هاي بسيار مهم براي هضم چربيها ميباشد .اين آنزيم ترجيحاَ اسيدهاي چرب با زنجيره بالاتر از 10 كربن را در موقعيت هاي 1و3 ملكول تري گليسريد تجزيه نموده (هيدروليز) ومحصولات ايجاد شده 2- مونواسيل گليسرول واسيد چرب آزاد است .
فعاليت ليپاز پانكراس بوسيله اسيدهاي صفراوي كه همراه باآنزيم ها در روده ميباشند مهار ميشود ، ولي اين مشكل از طريق پروتئين كوچكي بنام كوليپاز حل ميشود وكوليپاز ابتدا بصورت پروكوليپاز از پانکراس ترشح شده وبعداَ توسط تريپسين به شكل فعال (كوليپاز) درمي آيد .
كوليپاز به حد فاصل بين ليپيد –بخش آبي متصل شده وكمك به اتصال وپايداري ليپاز ميكند . اتصال به آنزیم به نسبت 1:1 است
ليپيداسترازها :
آنزيم هايي هستند كه در شيره پانکراس وجوددارند وكاملاَ اختصاصي نميباشند سوبسترای آنها مونواسيل گليسرول ها ، استركلسترول واسترهاي ويتامينها است و باعث آزادشدن اسيدهاي چرب ميشوند .وجود نمكهاي صفراوي براي فعاليت استرازها ضروري است و باعث فعال شدن انها می شود.
تجزيه استركلسترول بوسيله ليپيداسترازها :
كلسترول استراز باعث هيدروليزاستركلسترول ميشود وايجاد كلسترول واسيد چرب آزاد مينمايد .
تجزيه فسفولیپيدها :
فسفوليپازها آنزيم هاي تجزيه كننده فسفولیپيدها ميباشند .شيره پانكراس غني از فسفولپيدها A2 استكه باعث تجزيه اسيد چرب در موقعيت 2 فسفولیپيدها ميشود .محصولات نيز اسيدهاي چرب آزاد و ليزوفسفوليپيدها ست .فسفو ليپازA2بصورت زيموژن ترشح ميشود ودر روده ها توسط تريپسين فعال ميشود .برای فعالیت به اسیدهای صفراوی نیاز دارد.
نقش نمكهاي صفراوي در جذب چربيها :
اسيدهاي صفراوي علاوه بر هضم براي جذب چربيها كاملاَ ضروري ميباشند .نمكهاي صفراوي با ليپيدها توليد ميسل مخلوط می نمایند. اين ذرات ميسلي كوچكتر از ذرات امولسيون چربيها در روند هضم بوده كه به شكل ديسك ميباشند . مونواسيل گليسرول ، اسيد چرب ،كلسترول وفسفوليپيدها در داخل دیسکونمكهاي صفراوي در اطراف ديسك قرار دارند. گروه هيدروفيلي چربيها در تماس با سطح آب وگروه هيدروفوبي در داخل (گریزان از آب ) ميباشند ، به همين خاطر است كه ميسل نمكهاي صفراوي اثرات انحلالي دارند .
مكانيزم جذب چربيها :
ميسل هاي مخلوط به عنوان يك ناقل براي انتقال چربيها از مجراي روده به سلولهاي مخاطي روده ( جايگاه عمل جذب) ميباشند. چربيها به طريق انتشار جذب ميشوند . جذب براي مونواسيل گليسرولها واسيدهاي چرب كه كمي در آب حلالند كامل است وكمتر از 40% كلسترول غذايي جذب ميشود .
تشكيل ميسل براي جذب ويتامين هاي محلول در چربي ضروري است بخصوص ويتامين A,K . بازدهي جذب چربيها بستگي به ميزان نمكهاي صفراوي دارد . درشرايط عدم وجود نمكهاي صفراوي جذب چربيها به حداقل ميرسد زيرا اسيدهاي چرب ومونواسيل گليسرولها به مقدار كمي در آب محلولند و در این شرایط جذب نمی شوند .اسيدهاي چرب با زنجيره كوتاه ومتوسط براي جذب نيازي به تشكيل ذرات ميسل ندارند .
سنتزچربي ها در سلولهاي مخاطي روده :
اسيدهاي چرب كوتاه ومتوسط زنجيره (كمتر از 10 كربن ) بعد از جذب بداخل سلولهاي روده اي متحمل هيچگونه تغييري نميشوند. آنها وارد سيستم پورتال وسپس همراه با آلبومين به كبد انتقال داده ميشوند .
اسيدهاي چرب آزاد با زنجيره طولاني بوسيله تيوكينازها در سلولهاي روده اي فعال ميشوند ومشتقات اسيل كوآ تشكيل شده با 2 – منواسيل گليسرول تركيب شده وتشكيل تري گليسريد مينمايند اين واكنش ها بوسيله يك گروه از آنزيم ها بنام اسيل ترانسفرازها انجام می شود .بعلاوه در داخل سلولهای روده ای ، کلسترول به استر کلسترول تبديل شده فسفوليپيدها از ليزوفسفوليپيدها توليد مجدد ميشوند .
ترشح ليپيدها از سلولهاي مخاطي روده :
چربيهائي كه در سلولهاي روده اي مجدداَ تشكيل شده اند ماهيتاَ هيدروفوبيك ميباشند وآنها بوسيله يك لايه نازك كه غالباَ آپوليپوپروتئينها (A1,B48) وفسفوليپيدها هستند محصور ميشوند .اين نوع بسته بندي ليپيدهاي محصور شده در يك لايه از قطرات پايدار (حلاليت آنها افزايش پيدا ميكند) راشيلوميكرون مي نامند .
شيلوميكرونها به سوي غشا پلاسمايي سلولهاي مخاطي مهاجرت كرده وبه داخل عروق لنفاوي ريخته ميشوند . وجود شيلوميكرونها در لنف باعث شيري رنگ بودن لنف ميشوند كه معمولاَ بعد از خوردن غذاي غني از چربي ايجاد ميشود .
شيلوميكرونها وارد سياهرگهاي بزرگ و قلب سپس ساير بافتها ونهايتاَ وارد كبد ميشوند .
بافتهاي چربي وماهيچه حجم زيادي از ليپيدهاي غذايي را براي ذخاير وانتقال، برداشت می کنند.
اختلالات هضم وجذب چربيها :
دستگاه هاضمه يك سيستم کارا (كارائي خوب ) براي هضم وجذب چربيها داردو قادر است تا چهار برابر مقدار چربي كه روزانه خورده میشود هضم وجذب نمايد .
استئاتوره (Steatorrhea) :
دفع چربيها از طريق مدفوع را استئاتوره گويند كه ممکن است به دلائل زير ايجاد ميشود :
1- نقصان در ترشح صفرا و پانكراس به داخل روده
2- نارسايي در جذب چربيها بوسيله سلولهاي روده اي
استئاتوره در بيماريهايي همراه با پانكراس ،انسداد صفراوي ، اختلال شديد در كار كبد ، بطور شايع ديده شده است .